در یکی از حضورهای حضرت موسی در محضر حق، به آن حضرت وحی شد که: ای موسی، در حضور بعدی ات در طور، می خواهم پست ترین بنده ام را با خود بیاوری.
حضرت موسی به جستجوی پست ترین بنده شتافت. با خود گفت فلان دیوانه را خواهم برد، اما بعد از کمی فکر، گفت: نکند همین بنده کارها کرده باشد که سالم ها نکرده باشند… فلان حیوان را می برم… این حیوان نیز عزیز خداست و بسی فایده دارد… یادش افتاد فلان سگی که بیمار و زشت و بدترکیب بود شاید پست ترین موجود باشد، او را خواهم برد… سگ را برداشت و تا نزدیکی های کوه طور آمد، با خود کمی فکر کرد… او زمانی سالم بوده است و مفید فایده. نه، نتوانم برد. دست خالی به محضر حق رفت. ندا آمد که چه شد ای موسی؟ پست ترین بنده ام را آوردی؟ گفت: خدایا هر چه گشتم نتوانستم موجودی که بشود «پست ترین» نامید را بیابم که تو هیچ بنده ای را پست نیافرده ای. ندا آمد که ای موسی! اگر حتی همان سگ زشت و چلاق و بیمار را می آوردی، از مقام نبوت عزل می کردمت!
حالا تصور کنید! یک انسان با رسیدن به مرحله ای از ایمان، بندگان خدا را چنان پست تصور می کند که جهنم را براشان واجب می داند.
مبلغان نور ...ما را در سایت مبلغان نور دنبال میکنید
برچسب: "حضرت موسی" امتحان الهی"شهرستان نور" معاونت تبلیغ",
نویسنده: سید علی اکبر حسینی
بازدید: 374